تبليغاتX
عشق علیه السلام
سر خم می سلامت شکند اگر سبوئی

شب یلـــــدا ، طولانی ترین شب ســـال

گویند نیست از شب یلدا دراز تر …

پیداست اینان شام غریبان ندیده اند …

+++

شده یلدا مقارن با محرم

بساط فال من اشکیست نم نم

خدا را شکر امشب یک دقیقه

ز کل سال افزون میخورم غم

+++

بار دگر دل را حسین آباد کردیم

از کربلا و از مدینه یاد کردیم

شکر خدا خرج شب یلدای خود را

نذر عزای حضرت سجاد کردیم

--> لبیک یا حسین (ع) <--

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/30ساعت 14:7  توسط مهــدی  | 

شعر دو طفلان حضرت زینب سلام الله علیها

عشق علیه السلام

من علم حجب و حیا زینبم . . .

" متن شعر در ادامه مطلب "


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/09ساعت 11:56  توسط مهــدی  | 

رسیده نوبتمان، باید امتحان بدهیم

خدا كند بگذارد خودی نشان بدهیم

رسیده وقت نماز رشادت و مردی

نمی شود كه من و تو فقط اذان بدهیم

اگر كه داد دوباره جواب سر بالا

بگو چگونه جوابی به این و آن بدهیم؟

بیا كه عهد ببندیم و قول مردانه

به هم دهیم كه قبل از حسین(ع)، جان بدهیم

به حاجت دل خود می رسیم اگر او را

قسم به پهلوی بانوی قد كمان بدهیم

بخند و غصه نخور، چون به قلبم افتاده

اجازه می دهد آخر خودی نشان بدهیم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/09/08ساعت 15:40  توسط مهــدی  | 

در دفتـــر شعــر کربلا این خاتون          عمریست به ریحـانه تخلص دارد

بالای ضـریح او ملک حـک کــرده          در دادن حــاجــات تـخـصـص دارد

 رونوشت :

از بزرگی پرسیدند زندگی چند بخش دارد ؟ پاسخ داد : دو بخش ، کودکی و پیری !

پرسیدند پس جوانی چه ؟! پاسخ داد : فدای حسین (ع) ؛

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/09/07ساعت 23:45  توسط مهــدی  | 

غمنامه مسلم ابن عقیل علیه السلام

سر بسته گویمت که پریشان زینبم . . . 

عشق علیه السلام

" متن شعر در ادامه مطلب "


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/09/06ساعت 10:37  توسط مهــدی  | 

زبان حال حضرت مسلم ابن عقیل (ع) با حضرت سیدالشهدا(ع)

چه کنم نامه نوشتم که بیایی کوفه . . .

عشق علیه السلام

" متن شعر در ادامه مطلب "


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/09/06ساعت 10:31  توسط مهــدی  | 

شعر شهادت حضرت مسلم ابن عقیل علیه السلام

کوچه گرد غریب می داند بی کسی در غروب یعنی چه ؟! . . .

عشق علیه السلام

" متن شعر در ادامه مطلب "


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/05ساعت 10:26  توسط مهــدی  | 

          پرسیدم از هـلال چـرا قامتت خـم است؟            آهی کشید و گفت که ماه محـرم است

          گفتم که چیست ماه محرم به ناله گفت            مـاه عــزای اشــرف اولاد آدم است

محرم، تنها ماهي است که در تقويم ها با سرانگشت خونين ورق مي خورد

+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/05ساعت 10:16  توسط مهــدی  |