تبليغاتX
عشق علیه السلام - دل نوشته
سر خم می سلامت شکند اگر سبوئی

عشق علیه السلام 

بوی فراق می دهد این گریه های من
ماتم گرفته شال سیاه عزای من

شرمنده ام که از غم زینب نمرده ام
آقا ببخش در گذر از این خطای من

با زعفران شهر خراسان نمی شود؟
رنگی دهی امام زمان بر حنای من؟

از بس که پای طشت طلا گریه کرده ام
چیزی نمانده مثل شما از صدای من

با نوحه های این دهه ی آخر صفر
شب ها چقدر سینه زدی پا به پای من

ای خوش حساب مزد مرا زودتر بده
بعد از دو ماه گریه چه شد کربلای من؟

سر زنده ام به عشق حسن، خضر گریه ام
این چشم خیس،چشمه ی آب بقای من

من غصه ی بهشت خدا را نمی خورم
جایی گرفته حضرت زهرا برای من

 

پ ن :   خدانگهدار سیاهی های ماه ماتم ، خدانگهدار ماه صفر ماه محرم . . .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/05ساعت 14:0  توسط مهــدی  | 

کــام مـــا بــا نــام حـیـــدر (ع) بــاز شــد

دسـت او را بیـن که هستـی ســاز شــد

یا علی (ع) را فاطمه (س) گفته است و ما

یا حسین (ع) گفتیم و عشــق آغاز شـد

-------------------------------------------

پ ن : تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !@


+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/06/15ساعت 17:6  توسط مهــدی  | 

 

روز آخر چقدر عرفانیست

چشم ها عجیب بارانیست

عطر جنت تمام شد ، افسوس

آخرین لحظه های مهمانیست ...

الوداع ای ماه رحمت الوداع

ماه تسبیح و عبادت الوداع

الوداع ای ماه غفران و کرم      ماه محرم گشتن دل در حرم

ماه مهمانی مه بخشندگی

ماه رو کردن به راه بندگی

الوداع ای افتتاح نیمه شب     الوداع ای ذکرهای زیر لب

ای ابوحمزه ، خداحافظ مجیر

الوداع ای روضه های دستگیر

الوداع ای یا علی و یا عظیم     الوداع ای یا غفور و یا رحیم

الوداع ای سفره پیغمبری

الوداع ای اشکهای حیدری

روزهای عفو  تو از دست رفت     از کف دل هر چه بود و هست رفت

از در خانت گدا را رد مکن

راه عشق و عاشقی را سد مکن

توشه کن اشک مناجات مرا     تا محــــرم تا صفـــر تا کــربلا  

 

پ ن : عید مبارک طاعات قبول  التماس دعا . . .

 عشــق علیه السلام      Mahdiadel.IR 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/06/08ساعت 10:1  توسط مهــدی  | 

 

دل من گمشده گر پیدا شد

بسپارید امانات رضا(ع)

و اگر از طپش افتاد دلم

ببریدش به ملاقات رضا(ع)

از رضا(ع) خواسته بودم شاید

بگذارد که غلامش بشوم

همه گفتند محال است ولی

دلخوشم من به محالات رضا(ع)

پ ن : دلم شکسته ، دلم را نمی خری آقا ؟!؟؟ ........

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/05/05ساعت 12:8  توسط مهــدی  | 

جهت عرض تسلیت به سعید عزیز

یارب سببی ساز که در روز جزا               پرونده ما به دست زهرا (س) برسد

حسین(ع) جان ؛

دست من گیر که این دست همان است که من

سالها از غم هجران تو بر سر زده ام

پ ن : عشق فقط یک کلام

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/05ساعت 11:59  توسط مهــدی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/05ساعت 11:57  توسط مهــدی  | 

سرآغاز :

این مطلب به نقل از وبلاگ صحبتهای دلنشین (حجت الاسلام غلامرضا عادل) روایت شده

صحبتهاي دلنشين - حجت الاسلام غلامرضا عادل

لینک مربوط به این روایت : http://rezaadel.blogfa.com/post-41.aspx

 -  =   -  =   -  =   -  =   -  =   -  =   -  = 

هوالحق

چند روز پیش یه پستی داشتم به نام لطیفه گریه دار !!

تو کامنت های رسیده یه اتفاق جالب افتاد

سه نفر از دوستان نظر دادند

که البته متاسفانه هر سه شون به اسم مستعار نوشتند

اما جالب اینه که یه شعر معروف رو به سه بیان مختلف نوشتند

 

اصل شعر اینه :

در آن شهری که مردانش عصا از کور می دزدند

                   من از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم

اما اون چیزی که تو نظرات نوشتند :

۱- در دیاری که مردانش عصا از کور می دزدند
                         من بیچاره درآنجا محبت جستجو کردم

 

۲- در این دوران که مردانش عصا از کور می دزدند
                    من از ناباوری این جا صداقت جستجو دارم

 

۳- در این زمان که مردانش عصا از کور می دزدند
                      من عاشق در اینجا عشق جستجو کردم

 

با خوندن اینها ناخودآگاه یاد اون شعر حافظ افتادم

که هر کسی با سلیقه خودش اونو تغییر داده ، همون شعر معرف رو میگم :

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا

                       به خال هندویش بخشم سمرقند وبخارا را

 صائب تبریزی

 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
                  به خال هندویش بخشم سرو دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
                  نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

شهریار

 

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
                        به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
           نه چون صائب که می بخشد سرو دست و تن و پا را
سرو دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
                       نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

البته موارد بالا بصورت رسمی و از قول شاعران شناخته شده بود

به هرحال داستان به اینجا ختم نشد

در گوشه کنار اشعاری را با مضامینی مشابه داریم


مثلاً :

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
                     فدای مقدمش سازم سرودست و تن و پا را
من آن چیزی که خود دارم نصیب دوست گردانم
                   نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را

و یا در جایی دگر کمی طنزآلود :

آگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
              به خال هندویش بخشم یه من کشک و دو من قارا
سر و دست و تن و پا را ز خاک گور میدانیم
                                 زمال غیر میدانیم سمرقند و بخارا را
و عزراییل ز ما گیرد تمام روح اجزا را
              چه خوشترمیتوان باشد؟؟ زآن کشک و دو من قارا

 

خلاصه ...     این بود که ماهم هوس کردیم خودمونو قاطی  شعرا کنیم و .....

فقط خدا کنه که با این کارمون تن این شعرای مادر مرده تو گور رو ویبره نرفته باشه

ضمناً خودمم میدونم که لقمه خیلی گنده تراز دهنمه

ولی خب دیگه انشالله که مارو می ببخشند

 

اینم نظر ما و شعر حافظ و باقی رفقا ..... :

 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا

                      به خال هندویش بخشم همه دنیا و عقبی را

کسی کو چیز می بخشد به شأن یار می بخشد

                              تمام  هستی  عالم  نشاید  دلبر ما را

نه خال هندویی دارد که خالش هاشمی باشد

                            که با یاد ظهورش می نوازد قلب زهرا را

اگر من زنده باشم تا کنم درک حضور او

                        بسازم فرشی از گلها همه آغوش صحرا را

" اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر "

 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/04/03ساعت 12:22  توسط مهــدی  | 

نردبان دلم شکسته است ،

می شود برای من کمی دعا کنی !؟

یا اگر خدا اجازه می دهد کمی بجای من خدا خدا کنی ؟

راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته و شکسته است

می شود برای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق با وفا ، خدا ، کنی ؟

التماس دعا / عشق علیه السلام

پ ن :

۱. اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر و جعلنا من المستشهدین بین یدیه

۲. شبهای جمعه فاطمه (س) با اضطراب و واهمه آید به دشت کربلا

۳. فقط کرب و بلا . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/03/19ساعت 20:28  توسط مهــدی  | 

 مظلومیت شیعه؛ از کوچه‌های مدینه تا کوچه‌های بحرین تا ورزشگاه آزادی !

فرقی نمی‌کند در مدینه و کوچه‌های بنی هاشم

سیلی به صورت دختر پیامبر(ص) و همسر علی(ع) بزنند ،

یا در کوچه‌های بحرین با گلوله‌های وهابی - آمریکایی سینه‌ی شیعیان را بشکافند ،

یا در ورزشگاه آزادی

صدای حق‌خواهی و دفاع از مظلوم شیعیان را در ام‌القرای! جهان اسلام خفه کنند .

شیعه مظلوم بود، مظلوم است و مظلوم خواهد ماند

و همین مظلومیت است که در نهایت شیعه را در تمام این کره‌ی خاکی سربلند خواهد نمود.

 لینک‌های مرتبط

.:  گزارش کامل اتفاقات استادیوم آزادی - صدای رسای دفاع از مظلوم

.:  بازی تمام شد آقای کاشانی !

.:  فوتبال پرستی مهم تر از دیانت ماست !؟

.:  حمایت از سعودی وظیفه شما نیست !!

.:  روز برد حزب الله و باخت نیروی انتظامی

+ نوشته شده در  جمعه 1390/02/16ساعت 16:44  توسط مهــدی  | 

امروز جمعه است و امشب هم شب شهادت حضرت زهرا(س)

اما حرف دل امروز

مهدی (عج) جان

موکول می کنم سخنم را به روز بعد       امروز حال مادرتان رو به راه نیست

" آجرک الله یا صاحب الزمان (عج) "

+ نوشته شده در  جمعه 1390/02/16ساعت 16:7  توسط مهــدی  | 

فرستنده : عشق علیه السلام

آدرس گیرنده :

شهر کربلا - خیابان بین الحرمین - ورودی باب القبله - ضریح شش گوشه - حضرت سیدالشهداء(ع)

موضوع : دل نوشته

متن نامه :

اگرچه حقت رو ادا نکردم اونطور که باید وفا نکردم ولی تو رو هم رها نکردم رهام نکن

برات نداشتم غیر از خجالت خوش نداری تا بیام زیارت حداقل بیا منو ز هیئت جدام نکن

... ارباب ؛

تو خونه بی عکس ضریحت دمی نداشته ام دلش رو کی دیده یک نفر رو دیوار قاب کنه عکس قاتلش رو

آره درسته هر جا باشم این آسمون فقط یه رنگه حرف منم با آسمون نیست زمین کربلات قشنگه

هشتم اردیبهشت سال جهاد اقتصادی     امضاء

شما هم حرف دلتون از دوری کربلا رو تو قسمت نظرات اعلام کنید ....                ( ان شاءالله بین الحرمین )

لینک مرتبط : منم و خاطره های کربلا               

پ ن : 

۱ ) خاطره اولین بار نگاه به صحن علمدار دلم رو کرده گرفتار دلتنگتم ای یار

۲ ) ما منتظر صبح شب یلداییم / ما منتظر آمدن فرداییم / فردا که عزیز فاطمه می آید / با خامنه ای به کربلا می آییم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/02/08ساعت 17:15  توسط مهــدی  | 

مهدی (عج) جان

یا بکش دستی به مویم

یا بزن سیلی به رویم

در دو حالت چون رسد دستت به من می بوسمش

<><><><><><><><><><><><><><><>

<><><><><><><><><><><><><><><>

http://mahdiadel.blogfa.com/post-1.aspx

روز ۲۳ فروردین سال ۱۳۸۷ - سه سال پیش - یه همچین مطلبی رو برای اولین پست این وبلاگ نوشتم

اینم یه جور جشن تولده دیگه !!!

خواستم یه بک آپ زده باشم و بگم که تولد وبلاگمه و وارد چهارسالگی شدم ..... / همین /

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/01/23ساعت 10:51  توسط مهــدی  | 

" سالروز شهادت شهید سید مرتضی آوینی گرامی باد "

به سوی جبهه می رفت و نگاهش سوی مادر بود

و او می رفت آهسته به سوی خاکریز عشق

دو چشمش خیس از اشک و دلش لبریز از احساس

عجب حال عجیبی داشت آن شب در دل سنگر

زمان حمله نزدیک و همه آماده رفتن

چفیه روی دوش او به سر سربند یا حیدر(ع)

زمین دریایی از خون شد، ز مرگ لاله های سرخ

که ناگه ترکشی خورد و تبسم کرد و پرپر شد

وداعی کرد طولانی که گویی بار آخر بود

و جبهه از حضور او پر از احساس باور بود

میان جمع بود اما دل او جای دیگر بود

و او آماده پرواز مثل یک کبوتر بود

نوای کاروان آن شب پر از الله اکبر بود

و او در کار زار جنگ چو سربازی دلاور بود

و او مانند یک ماهی به شط خون شناور بود

از او در ذهن من باقی، همان لبخند آخر بود

+ نوشته شده در  جمعه 1390/01/19ساعت 20:34  توسط مهــدی  | 

خدایا

در این واپسین روزهای سال

دل عزیزانمان را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده که

هر کجا تردید هست ایمان

هر کجا زخمی هست مرهم

هر کجا نومیدی است امیدواری

و هر کجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/28ساعت 18:5  توسط مهــدی  | 

اي امانت دار كوثر كي تو مي‏آيي ز در ؟

وي وصي آل حيدر كي تو مي‏آيي ز در ؟

 

مصحف زهراست نزدت ، تيغ‏حيدر همچنين

وارث بابا و مادر كي تو مي‏آيي ز در ؟

 

چشم اميد تمام انبياء و اولياء

بر ظهور تست آخر كي تو مي‏آيي ز در ؟

 

ديدگان اشكبار شيعيان مي‏خواندت

كاي به عالم مير و رهبر كي تو مي‏آيي ز در؟

 

هر سحر گويد مؤذن با نواي تازه‏ اي

مجري احكام داور كي تو مي‏آيي ز در ؟

 

كربلا، مكّه ، مدينه ، كاظمين ، مشهد ، نجف

سامرا ، گويند يكسر كي تو مي‏آيي ز در ؟

 

روشني بخش قلوب مؤمنين و مؤمنات

منجي دلهاي مضطر كي تو مي‏آيي ز در ؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/12/13ساعت 15:10  توسط مهــدی  | 

مطالب قدیمی‌تر